السيد موسى الشبيري الزنجاني

7795

كتاب النكاح ( فارسى )

نسبت بدهد و بگويد امير المؤمنين عليه السلام چنين فرمودند ، حالا اگر خود حضرت بفرمايند كه شما ده ماهه اخذ كنيد ، يك ساله اخذ كنيد ، دو ساله اخذ كنيد ، مىتوان آن را حمل بر تقيه كرد ، اما نسبت كذب و آن هم به امير المؤمنين عليه السلام بسيار مستبعد است و اين فتواى خودش است ، كه با روايت عبدالرحمن بن حجاج كه قبل از اين روايت كه نقل مىكند مطابق است . بحث سندى : غياث كه در سند قرار گرفته غياث بن ابراهيم تميمى است كه مرحوم نجاشى شرح حالش را ذكر كرده و توثيق كرده است ، راوى كتاب او اسماعيل بن ابان وراق است ، اسماعيل بن ابان وراق در كتب ما معنون نيست ، ولى در كتب عامه معنون است و با اعتراف به تشيع او ، همه توثيق كرده‌اند و بعضى گفته‌اند كه عيبش تشيّعش است و الا در وثاقتش حرفى نيست ، و لو تشيع ممكن است در اصطلاح اينها شيعه اصطلاحى نباشد و به معناى اين باشد كه امير المؤمنين عليه السلام را بر آن چند نفر ديگر و اقلا بر عثمان مقدم بداند ، مراد آن باشد ، ولى همين را اين سابقين روى آن افكار انحرافى كه داشتند ، عيب مىدانستند ، ولى در عين حال كه اين گونه است ، در صدقش نتوانسته‌اند خدشه‌اى وارد كنند ، يحيى بن معين كه از علماء جرح و تعديل مهم آنها است ، احمد بن حنبل ، ابن عدى ، جوزجانى و افراد متعددى همه او را محكم توثيق كرده‌اند و اين از توثيقات خود ما محكم‌تر است ، اينها با اعتراف به اينكه به عقيده خود آنها نقطه ضعف دارد ، معذالك نقطه ضعف وثاقتى ندارد ، حتى جوزجانى كه جزء منحرفين و نصب از امير المؤمنين عليه السلام است ، او هم مىگويد عيبش تشيعش است و الّا اشكال ديگرى ندارد . از دارقطنى هم به حسب بعضى از نقل‌ها توثيقش نقل شده ، و به حسب بعضى از نقل‌ها گفته قوى نيست ، شايد مراد از قوى نيست ضعيف به اصطلاح ما نباشد ، بلكه ممكن است منظور آن باشد كه بعضى از رواياتش مطابق اصولى كه مختار آنها هست ، نباشد . خلاصه كسى است كه عامه با اعتراف به اينكه مسلكش